از خانواده Noctuidae
این حشره از شروع گلدهی (بندرت زودتر) تا آخرین میوه به چوجه خسارت میزند.
لاروها میوه ها را سوراخ می کنند و از گ.شت میوه تغذیه می نمایند ، سوراخ های اولیه خیلی ریز هستند بطوریکه به سختی دیده می شوند ، ولی وقتی لاروهای میوه های بعدی را مورد حمله قرار می دهند سوراخ های بزرگتر ایجاد می کنند ، ممکن است میوه ها آلوده به پاتوژن های باکتریایی و قارچی شوند .
بسیاری از سوراخ ها فاقد لارو هستند ، میوه های کرم زده بازار پسند نیستند و گاهی 50 تا 80 % میوه ها آسیب می بینند ، این آفت پلی فاژ است و به لوبیا ، فلفل ، بامیه ، و بادمجان حمله می کند ، گاهی لاروها غنچه و گل ها را می جوند و باعث ریزش آنها می گردند. این لارو زرد رنگ بوده و در دوطرف نوار زرد رنگی دارد.
موضوعات مرتبط: حشره شناسی
ادامه مطلب
انواع مختلف سیب زمینی میزبان تعداد زیادی از ویروس ها هستند. حداقل 37 ویروس سیب زمینی زراعی را آلوده می کنند . آلودگی به برخی از این ویروس ها مانند ویروس پیچیدگی برگ سیب زمینی (Potato leafroll virus) و ویروسهای Y, S و A سیب زمینی ( به ترتیب Potato Virus Y, Potato Virus S و Potato Virus A) در سرتاسر جهان دیده می شود.. تهیه وکاشت بذور سالم موثرترین روش مدیریت بیماریهای ویروسی سیب زمینی محسوب می شود. تشخیص آسان، سریع و دقیق ویروس های گیاهی با استفاده از حداقل مواد گیاهی در تعداد نمونه زیاد، یکی از ارکان اصلی فرآیند تولید هسته های اولیه بذری عاری از ویروس و پیش نیاز اولیه در سیستم تولید بذر سالم سیب زمینی می باشد. چندین روش برای شناسایی ویروس ها وجود دارند. در این تحقیق دو روش الایزای ساندویچ دوطرفه آنتی بادی و الایزا بر روی غشای نیترو سلولزی برای تشخیص ویروس های مهم سیب زمینی از گیاهان مزرعه ای، گلخانه ای و درون شیشه ای مورد بررسی قرار گرفته است.
موضوعات مرتبط: بیماری شناسی گیاهی
ادامه مطلب

راسته بال غشائيان يكي از سودمندترين گروههاي حشرات است. اين راسته در برگيرنده تعدادي از گونههاي پارازيتوئيد و شكارگر حشرات است كه نقش ارزندهاي در ايجاد تعادل جمعيت گونههاي مختلف دارد. همچنين از مهمترين گرده افشانهاي گياهان بوده و تعداد كمي هم گياهخوار ميباشند. اين راسته از نظر بيولوژيك و زيست شناسي بسيار متنوع بوده و تعدادي از آنها بصورت انفرادي زندگي ميكنند و تعداد ديگري هم داراي زندگي اجتماعي در سطوح مختلف هستند. عاليترين سطح زندگي در برخي از گونههاي اين راسته مثل زنبورهاي خانواده آپيده (Apidae) و زنبور عسل معمولي ديده ميشود.
گونههاي بالدار زنبورها چهار بال دارند كه غشايي بوده و بالهاي عقب كوچكتر از بالهاي جلويي است و بوسيله قلابهاي بسيار ريزي به نام هامولي (Hamuli) به بالهاي جلو متصل ميشوند و سبب هماهنگ شدن بالهاي جلو و عقب به هنگام پرواز ميشوند.
زنبورها داراي دگرديسي كامل هستند و شفيره آنها از نوع اكسريت (Exarate) يا آزاد است. در اين نوع شفيره شاخك، پاها و بالها آزاد است و بنابراين شبيه به يك حشره كامل موميايي شده بنظر ميرسد. لاروها در تعدادي از زنبورها از نوع اروسيفرم (Eruciform) و در اكثر آنها از نوع ورميفرم (Vermiform) هستند. لارو اروسيفرم زنبورها كه مربوط به زير راسته سيمفيتا(Symphyta) است از طريق بيش از پنج جفت پاي كاذب شكمي يا پرولگ (Proleg) از لارو پروانهها تشخيص داده ميشود.
زنبورها به دو دسته تقسيم ميشوند كه عبارتند از :
1. سيمفيتا (Symphyta)
2. آپوكريتا (Apocrita)
سيمفيتا (Symphyta)
در زير راسته سيمفتيا پاي عقبي زنبورها در قاعده حداقل سه سلول بسته دارد بعلاوه يك شكم عريض كه به قفسه سينه متصل ميشود. اكثر گونههاي اين زير راسته گياهخوار هستند. در حاليكه در زير راسته آپوكريتا شكم باريك شده و از طريق يك ساقه به قفسه سينه متصل ميشود و در بال عقبي، بيش از دو سلول بسته وجود دارد. در ضمن اغلب شكارگر يا پارازيتوئيد هستند و كمي هم گياهخوار ميباشند. اكثر گونههاي زير راسته سيمفتيا خانوادههاي متعددي در ايران دارند كه در ذيل به آنها اشاره ميشود:
1. آرژيده (Argidae)
2. پامفيليده (Pamphilidae)
3. سفيده (Cephidae)
4. تنتتردينيده (Tenthredinidae)
5. زايليده (Xyelidae)
6. اوروسيده (Orussidae)
بجز گونههاي خانواده اوروسيده كه پارازتيوئيد سوسكهاي چوبخوار خانوادههاي سرامبيسيده (Cerambicidae) و بپرستيده(Buprestidae) هستند، بقيه خانوادههاي اين زير راسته گياهخوار هستند. مثلاً در خانواده آرژيده گونهاي به نام آرژ رزه (Arge rosae) از گل رز تغذيه ميكند كه در شمال ايران انتشار دارد.
در خانواده سفيده گونههايي مانند سفوس سينكتوس(Cephus Cinctuse) و سفوس پيگمئوس (Cephus Pygmaeus) از غلات تغذيه ميكنند.
در خانواده تنتردينيده(Tenthredinidae) گونههاي كاليروآليماسينا(Caliroa limacina) و هاپلوكامپابويس (Haplocampa brevis) در روي درختان ميوه به عنوان آفت مطرح هستند. و از خانواده سريسيده در شمال ايران گونهاي به نام سيركسسا (Sirex sah) بر روي صنوبر و نارون خسارت ايجاد ميكند. پس در زير راسته سيمفتيا بجز تعداد معدودي از خانواده اوروسيده و بقيه خانوادهها عموماً گياهخوار هستند.
آپوكريتا (Apocrita)
زنبورهاي خانواده آپوكريتا به دو دسته تقسيم ميشوند:
1. آكولئاتا(Aculeata) ؛ در اين گروه تخمريز به نيش تبديل شده است. نيش يك مكانيزم دفاعي است كه براي تزريق سم به بدن طعمه بكار ميرود.
2. پارازتيكا(Parasitica) ؛ در اين گروه تقريباً اكثريت گونهها تخمريز هستند و در واقع وظيفه تخم ريزي را بر عهده دارند.
از گروه آكولئا تا زنبورهاي خانواده وسپيده (Vespidae) داراي زندگي اجتماعي هستند. گونه وپا اورينتاليس(Vepa Orientalis) در اين خانواده، يك زنبور قهوهاي رنگ بزرگ است. خانوادههاي وسپيده و همچنين اسفيسيده (Sphecidae) كه دربرگيرنده گونههاي انفرادي هستند تقريباً همگي شكارگرند و براي پرورش نوزادشان لارو انواع حشرات مخصوصاً لارو پروانهها را شكار ميكنند.
همچنين خانوادههاي تيفيئيده (Tiphiidae) و اسكولوئيده(Scoliidae) پارازيت لارو كرمهاي سفيد ريشه، در داخل خاك هستند.
زنبورها چگونه پارازيت كرمهاي سفيد ريشهاي كه در خاك فعاليت ميكنند، هستند؟
حشرات كامل زنبورها در خاك نرم نفوذ ميكنند و بدنبال لارو كرمهاي سفيد ريشه ميگردند. پس از نيش زدن، آنها را فلج كرده و بر روي لارو كرم سفيد ريشه تخم ميگذارند. بعد از خارج شدن لارو زنبور از داخل تخم، از بدن لارو كرم سفيد ريشه تغذيه ميكند.
زنبور پمپيليده (Pompilidae) از گروه آكولئاتا شكارگر بوده و با به نوعي پارازيتوئيد عنكبوتها ميباشد.
زنبورهاي بالا خانواده آپوايدا(Apoidea) از مهمترين گرده افشانهاي اختصاصي گياهان هستند. كه در اين خانواده، بالا خانوادههاي متعددي از جمله خانواده مگاكليده(Megachilidae) ، آنتوفوريده (Anthophoridae) ، آندرنيده (Andernidae)، هاليكتيده (Halictidae) و آپيده (Apidae) در ايران وجود دارند. از مهمترين گرده افشانهاي گياهان هستند و سودي كه از اين حشرات به انسان ميرسد غير قابل محاسبه است.
زنبورهاي گروه پارازتيكا خانوادههاي تريكوگراماتيده (Trichogrammatidae)، سيلونيده (Scelionidae) و ميماريده (Mymaridae) پارازيتوئيد تخم گروههاي مختلفي از حشرات ميباشند. و در همين گروه خانوادههاي براكونيده (Braconidae) و ايكنئومونيده (Ichneumonidae) پارازيتوئيد گروههاي مختلف حشرات محسوب ميشوند.
در خانواده براكونيده زير خانوادهايي به نام آفيديئينه (Aphidiinae) وجود دارند كه گاهي تحت عنوان خانواده آفيديئيده (Aphidiidae) از آن نام ميبرند كه همه گونههاي آن پارازيتوئيد شتهها و شپشكها هستند.
مهمترين دشمنان طبيعي آفات گلخانهاي شامل شتههاي خانوادههاي انسيرتيده (Encyrtidae)، آفلينيده(Aphelinidae) ، ائولوفيده (Eulophidae) و در مواردي پتروماليده (Pteromalidae) ميباشند.
موضوعات مرتبط: بیماری شناسی گیاهی

بیماری فتیله نارنجی روی درختان گیلاس در سال 1325 توسط اسفندیاری از کرج جمع آوری و گزارش شده است. دارای مزبانهای مختلفی از جمله گردو، چنار، تبریزی، گیلاس، زردآلو، قیسی و سیب میباشد. هنگام حمله قارچ شاخههای مبتلا از قسمت پایین شکسته و یا قطع ویا مورد حمله حشرات قرار میگیرند. برگهای شاخهی آلوده پژمرده و سبز خشک میشوند و سپس فتیله(cirrhus) های نارنجی، زرد یا قهوهای عامل بیماری که در واقع اسپورهای قارچ است، درسطح شاخهها ظاهر میشوند. براثر حمله قارچ، شاخهها و سرشاخهها ضعیف و خشک شده و علائم دای بک die-Bach در آنها ظاهر میشود. بر روی شاخه و تنه نیز زخم و شانکرهایی ممکن است بوجود آید. مقاومت درختان مسن بیشتر است ولی درختان مسن و ضعیف تر بیشتر دچار بیماری میشوند. در مراحل آخر پوست تنه وشاخه درمحل شانکر از چوب جدا شده و قسمتهای بالای شانکر میخشکد. آلودگی بیشتر در فصول پاییز و زمستان حادث میشود.
این بیماری شانکری گسترش جهانی داشته و از این بیماری های که ایجاد شانکر میکنند بیشترین گونه های گیاهی را مبتلا می سازد ، این پاتوژن چندین گونه دارد و طبق گزارشات انجام شده بیش از 70 نوع درخت میوه ، درختان جنگله و سایه دار و از انواع بوته ها و مخروطیان بوسیله گونه های این پاتوژن مورد حمله قرار می گیرند . چون قارچ گونه Valsa اغلب به فرم غیر جنسی یعنی Cytospora sp. دیده میشود و بنابراین بیماری به نام " شانکر سیتوسپورا" نامیده میشود .
آلودگی شاخه های کوچک سبب مرگ سرشاخه ها گشته بدون اینکه شانکر بروز کند . شانکرها روی تنه و شاخه های بزرگ درخت بوجود می آیند . در ابتدا شانکر بشکل بافت مرده دایره ای شکل دایره ای شکل دیده می شود . محل آلوده قهوه ای رنگ و فرو رفته می شود و اغلب بافت کالوس برآمده در اطراف شانکر ایجاد می شود در بعضی از میزبان ها ، بخصوص در درختان میوه هسته دار پوست بیمار داخلی تیره رنگ گشته و بو می گیرد و صمغ زیادی از بافت مرده ترشح می شود . در محل شانکر بعداً پوست چروکیده گشته و از چوب زیرین و پوست سالم اطراف جدا می شود . پیکنیدهای کوچک و جوش مانند قارچ روی پوست مرده محل شانکر ظاهر می شوند . و بعداً پوست چروکیده شده و ممکن است بصورت ورقه ای کنده شده و چوب مرده زیرین را در معرض هوا قرار می دهد . اندازه شانکرها سال به سال بزرگتر شده و بشکل تورم های بدشکل در می آیند . در نتیجه رشد شانکرها و احاطه دور تا دور شاخه ، خیلی از شاخه ها می میرند .
شانکرهای سیتوسپورا در اثر آلودگی بوسیله کنیدی قارچ ایجاد می شوند . مرحله پریتس بندرت تشکیل می شود . کنیدی ها در داخل پیکنید به وجود می آیند . پیکنیدها دارای فرو رفتگی های زیادی است که همه آنها به یک روزنه منتهی می شوند . اسپورها کوچک ، بیرنگ ، یک سلولی و کمی خمیده هستند . این پیکنیوسپورها در داخل یک ماده ژلاتینی تشکیل شده اند که در هوای مرطوب لعاب ژلاتینی آب بخود جذب کرده ، متورم شده و توده اسپورها بشکل ستونک مارپیچ لعابی از روزنه پیکنید خارج می شود . در هوای مرطوب و در عدم بارندگی توده اسپورها به شکل فتیله نارنجی رنگی از پیکنید خارج شده و در محل شانکر ممکن است خشک شده و در آنجا باقی بماند . آلودگی معمولا در پاییز یا زمستان صورت می گیرد ولی در درختان ضعیف آلودگی در طول فصول رشد گیاه نیز ممکن است . قارچ از راه زخمهای مختلف وارد بافت گیاه می شود . قارچ در پوست مرده مستقر می شود و به داخل لایه های خارجی چوب نبز رشد می کند .
هر اقدامی که بتواند از ضعف درختان و حمله بیماری جلوگیری به عمل آورد ، در پیشگیری از بیماری موثر است . در موقع هرس درختان بایستی توجه داشت که از ایجاد زخمهای بزرگ که بهترین راه برای نفوذ قارچ است ، جلوگیری بشود . شاخه های آلوده و شانکرهای که ممکن است به وجود آید هرچه زود تر بایستی آنها را برید و منهدم ساخت .
1- Cytospora persoonii
2- C. juglandicola
3- C. juglandina
4- C. rubescens
5- C. ambiens
6- C. cincta
عوامل مکانیکی نظیر تگرگ، محل تغذیه حیوانات و حشرات، هرس نامنظم، سرما وگرما ، یخبندان که منجر به ترک و شکاف پوست درختان میشوند باعث تسریع در آلودگی میزبانها میگردد، البته ورود انگل به گیاه بطور مستقیم و طبیعی از راه کوتیکول و منافذ بافتهای پوششی صورت میگیرد.(عکسها مربوط به مناطق خفر و میمند می باشد.)
کنترل
هر اقدامی که بتواند از ضعف درختان و حمله بیماری جلوگیری کند درپیشگیری از بیماری موثر است. تقویت درخت و رعایت اصول زراعی صحیح (عدم احداث باغ در زمینهای آهکی و کم عمق و آبیاری منظم) و مبارزه با آفات کمک بزرگی برای جلوگیری از ضعف درخت میباشد.
درمورد مبارزه شیمیایی میتوان گفت که برداشتن بافتهای آلوده و فاسد پوست درخت درمحل شانکرها با ابزار مناسب و بلافاصله پانسمان آن با چسب مخصوص حاوی 3% ماده موثره Thiophanate-metyl در فصل مناسب درسالم سازی درختهای مبتلا(بخصوص سیب) رضایت بخش میباشد. همچنین ازسموم مثل کاپتان به نسبت 2در هزار نیز میتوان استفاده کرد.
1- ترکیب بردو ------- 2درصد
2- اکسی کلرورمس WP35% و 5-3در هزار
3- تیوفانات متیل WP70% و 0.5-0.6درهزار
4- بنومیل WP50% و یک در هزار
توصیه: بهترین زمانها برای سمپاشی پاییز پس از ریزش گلبرگها و اواخر بهار به مقدار 2-1 نوبت میباشد.
موضوعات مرتبط: بیماری شناسی گیاهی

موضوعات مرتبط: بیماری شناسی گیاهی

نماتد چغندر قند ابتدا در آلمان در سال 1859 توسط Hermans Schact در مزارع چغندر کاری کشف شد و بعداً در سال 1871 اشمیدت Schmidt این انگل را تحت نام Heterodera schachtii نامـگذاری کرد. این نماتد علاوه بر چغندر قند به سبزیهای مختلف مثل چغندر لبویی ، کلم بروکلی ، کلم ، گل کلم ، شاهی ، ترب ، مارچوبه،تربچه، اسفناج، گوجه فرنگی ، و شلغم حمله میکند در حال حاضر در اروپای شمالی ،انگلستان ، امریکا ، کانادا و ژاپن گزارش شده است . این نماتد اولین بار در ایران در سال 1348 توسط شفر و اسماعیل پور از مزارع چغندر قند تربت حیدریه استان خراسان جمع آوری گردیده است . علاوه بر استان خراسان ،این نماتد در آذربایجان ، اصفهان کرمانشاه ، و فارس شیوع دارد . در ایران انواع کلم ، ترب ، تربچه ، شلغم ، و شاهی و اسفناج نیز از میزبانهای آن تعیین و شاخته شده است .
بر اساس مطالعات کلاکلی و فریور میهن (1358) نماتد Heterodera schachtii شکل جنسی ماده و نر می باشد ماده های جوان و کامل به طور طبیعی لیموئی شکل و در ابتدای امر رنگ آنها سفید شیری است که به آسانی و با چشم غیر مسلح بر روی ریشه گیاه میزبان دیده می شود و معمولاً بین 0.6 تا 0.8 میلیمتر طول و 0.4 تا 0.5 میلیمتر عرض آنها می باشد . رنگ سفید ماده های جوان پس از افتادن در خاک بدون گذراندن مرحله زرد رنگشان از سفید تبدیل به قــهوهای میگردد. در این مواقع به آنها سیست اطلاق می شود . هر سیست محتوی تعداد 5 تا 300 تخــم ( لارو سن یک داخل تخم می باشد ) و لارو سن دوم می باشد که بسته به شرایط این تعداد متفاوت است نماتد نر بر خلاف ماده کرمی شکل می باشد و طول آنها بین 1.3 تا 1.6 میلیمتر و اسپیر spear آن گره دار و قوی است.
چرخه زندگی نماتد شامل تخم ، لارو نر و ماده که قبل از بلوغ دارای چهار مرحله لاروی بوده و سرانجام سیست ماده می باشد تخم کوتاه ، استوانه ای ، دو طرف گرد و تعداد کمی فقط در سیست ماده می باشند تعدادتخم از 50 تا 600 عدد تغییر میکند آنها در داخل سیست مادر تفریخ می شوند و یا اینکه در داخل ماده ژلاتینی چسبیده به بدن مادر که از بدن مادر به خارج هدایت شده است تفریخ می گردند.
نماتدها در خاک آلوده گسترش یافته و همچنین نشاهای آلوده ، وسایل کشاورزی و ماشین آلات براحتی بیماری را انتقال می دهند.Globodera در یک طیف درجه حرارت نسبتاً محدود تکثیر میکند . تفریخ تخمها و نفوذ لارو بداخل میزبان در پایین تر از 14 درجه ساتیگراد بندرت اتفاق بیافتد . تفریخ و نفوذ در دمای 16 درجه شروع شده و دمای بهینه آن 25 درجه سانتیگراد می باشد و تقریباً در بالاتر از 29.5 درجه هیچ تفریخ یا نفوذ صورت نمیگیرد. رطوبت زیاد و دمای بالا سیست ها را به آسانی از بین می برد . بیشتر آنها در آب 54 درجه سانتیگراد به مدت 5 دقیقه از بین می روند.
علائم و نشانههای خسارت
علائم اندام هوایی گیاه ارتباط به سن ، فصل و دما دارد . اولین علائم بیماری در روی چغندر قند در اوایل فصل تابستان و در هنگام تابش آفتاب به صورت پژمردگی برگهای بوته چغندر بروز می کند و در هنگام شب ودر هوای خنک برگها مجدداً حالت عادی و شادابی خود را باز می یابند .شکل عمومی بوته عقب افتاده و زرد و کم رشد است
بعد از حمله Globodera roostochiensis ریشه اصلی کوچکتر از معمول ولی دارای ریشکهای فرعی زیاد از حد و افشان میباشند. تقریباً در همه موارد بعد از نفوذ نماتد قارچها حمله کرده و سبب سیاهی بافت ریشه میشود. اگر تعداد زیادی لارو به ریشه حمله کند، سبب از بین رفتن ریشهها میگردد. مهمترین علائم حمله نماتد وجود سیست (Cyst)های سفید رنگ به اندازه حدود یک میلیمتر یا ته سنجاق است که با چشم عادی و غیر مسلح قابل رؤیت هستند. اگر چه بافت مورد حمله نماتد قدری ضخیم میشود اما هیچ برآمدگی یا غدهای در درون بافت گیاه مانند نماتد مولد غده بوجود نمیآید.
کنتــــــــــــرل
اگر چه تناوب زراعی کاملاً در حذف Globodera موثر نیست ولی اگر هر 4 سال یک بار محصول حساس کاشته شود سیست ها به ندرت میتوانند آلودگی ایجاد کنند تناوب طولانی ترنیز بهتر است اگر به مدت 12 سال گیاه حساس در زمین کاشته نشود ، آلودگی تقریباً از بین خواهد رفت تناوب باید همراه با حذف همه علفهای هرز حساس باشد.
روش دیگر مبارزه این است که به محض اینکه دما اجازه دهد باید کاشت انجام شود بعضی از ارقام سیب زمینی و کروسیفر در دمای زیر 15درجه میتوانند رشد کنند و این گیاهان قبل از اینکه خسارت بزنند بخوبی رشد نموده و محصول تولید مینمایند.
PH پایین خاک یعنی حدود 4 و یا PH بالا سبب کندی تفریخ تخم ها می شود اما PH=6 برای تفریخ بسیار مناسب است استفاده از بخار آب در مواردی از قبیل خزانه ، گلخانه و شاسی ها امکان پذیر است. در مزرعه باید از سموم نماتدکش استفاده نمود . کیسه ها ، وسایل کشاورزی و ماشین آلات باید در زیر پوشش با سموم گازی شکل ضد عفونی شوند موقعی که وسایل و ماشین آلات از مزرعه ای مشکوک انتقال داده شده و مورد استفاده قرار گیرند ، باید ضد عفونی شود . متیل بروماید یک گاز بسیار خطرناک بوده باید با احتیاط از آن استفاده گرد. فضایی که باید ضد عفونی شود باید حتماً محاسبه گردد و به نسبت 380 گرم در متر مکعب باید گاز متیل بروماید استفاده شود حداقل به مدت 16 ساعت باید وسایلی که ضد عفونی میگردد پوشانده شود. دمای محیط کمتر از 15 درجه سانتیگراد نباشد . در هنگامیکه پوشش برداشته می شود باید از ماسک ضد گاز استفاده نمود . برچسب کپسول گاز باید بخوبی مطالعه گرد.
خاک مزرعه را با نماتد کش های مختلف میتوان ضد عفونی نمود. یکی از بهترین سموم نماتد کش که تاکنون عرضه شده است عبارتست از (Dichloropropene + Dichloropropane) D-D. خاک مورد ضدعفونی باید رطوبت متوسطی داشته ودمای آن حداقل 15 درجه سانتیگراد باشد . مواد فرار باید در عمق 15 تا 30 سانتیمتر در خاک تزریق شود این ماشینها باید خوب کالیبره شده تامواد سمی با غلظت معینی در خاک تزریق گردد. برای سایر نماتدها باید غلظت دو برابر استفاده شود. گاهی دو نوبت سمپاشی به فاصله 3 تا 4 هفته توصیه میگردد. هیچ گیاهی حداقل تا دو هفته بعد از استعمال سم نباید کاشته شود .
موضوعات مرتبط: بیماری شناسی گیاهی
بررسيهاي انجام شده نشان ميدهد كه تمام حشرات مواد مومي توليد ميكنند كه هنگام پوستاندازي و تشكيل كوتيكول جديد، روي اپيكوتيكول بيروني را بصورت يك لايه بسيار نازك ميپوشاند. موم تركيبي است از الكلها و اسيدهاي چرب همراه با پارافين كه بوسيله غدد جلدي عده زيادي از حشرات از جمله زنبورهاي Apidae، شپشكهاي نباتي Diaspididae و شتههاي Aphididae ترشح ميشود.
غدد مومي ممكن است تكسلولي و يا چند سلولي باشد. اين غدد در زنبورهاي خانواده Apidae بصورت صفحاتي متشكل از سلولهاي غدهايست. اين غدد در زنبورعسل به تعداد يك جفت روي هريك از استرنيتهاي دوم تا پنجم شكم قرار گرفته و فاقد مجراي تخليه مستقل ميباشد (باقري زنوز، ا. 1384. غدد مولد موم Glandes cirieres. انتشارات دانشگاه تهران. 490 صفحه.). در زنبورعسل موم بوسيله هشت غدهاي كه در سطح زيرين شكم زنبورهاي كارگر و در محل غشاء بين حلقهاي و استرنيتها باز ميشوند ترشح شده و در ساختمان لانه و شان بهكار ميرود (شجاعي، م. 1384. ترشحات خارجي حشرات. انتشارات دانشگاه تهران. 396 صفحه).
بدن لارو برخي از كفشدوزكهاي شپشكخوار (Coccidophagus) و همچنين لارو زنبورهاي Celendria (Tenebrionidae) و لارو برخي از پروانههاي Hesperide داراي پوششي از مومي ميباشد.
توليد مواد مومي در زنبورهاي عسل كارگر برحسب نوع غذا تغيير ميكند بطوريكه اگر در تركيب غذاي آنها مواد قندي اندك و مواد پروتئيني زياد باشد توليد مواد مومي كاهش و اگر غذاي آنها تنها مواد قندي باشد ترشح موم متوقف خواهد شد..
در حشرات خانواده Aleurodidae در زير شكم گروهي از غدد مومي ديده ميشود كه فاقد هرگونه سوراخ و مجراي دفعي هستند، اين غدد مواد مومي گرد مانندي توليد ميكنند كه حشره بوسيله پاهاي عقبي خود تمام سطح بدن را با آن اندود ميكند.
در اطراف سوراخ تناسلي برخي از شپشكهاي گياهي ماده، گروهي از سلولهاي مولد موم وجود دارد كه در زيرخانواده Diaspiinae مواد مومي گرد مانندي ترشح و با آن روي تخمها را ميپوشاند و در زيرخانواده Lecaniinae و Ortheziinae اين ترشحات مومي منجر به تشكيل كيسهتخم كم و بيش منظمي ميشود.
موم زنبورعسل در گذشته موارد استعمال زيادي داشته است ولي با پيدا شدن انواع ديگر موم اهميت خود را از دست داده است. امروزه مصرف عمده موم در ساختن صفحه شان مصنوعي براي كندوهاي مدرن ميباشد ولي از آن در ساخت لوازم آرايشي، شمعسازي، ساخت انواع واكسها و همچنين داروسازي، مركب سازي و بعضي كارهاي الكتريكي استفاده ميشود.
موضوعات مرتبط: حشره شناسی
در سوسكهاي سرگينغلتان خانواده Scarabeidae حشرات كامل با توجه به فعاليت زيادي كه دارند تغذيه كمي دارند اما لاروها كه از فضولات دامها تغذيه ميكنند تحرك كمي داشته و نياز به مواد غذايي زيادي دارند لذا حشره مادر تمهيداتي در اين راستا در نظر دارد:
برخي از آنها با حفر كردن خاك زير فضولات، فضولات را مدفون كرده و در عمق زياد ضمن نگهداشتن رطوبت و نرمي فضولات مواد غذايي زيادي را در اختيار لاروهاي خود قرار ميدهند. برخي گلولههايي از فضولات را درست كرده و ضمن غلطاندن آن، آنرا بهفاصله چند متري برده و ضمن حفر در زمين روي آن تخم ميگذارند. درصورتيكه فضولات ترك بخورند آنرا با بزاق و خاك ترميم ميكنند تا رطوبت داخل گلوله محفوظ بماند.
عدهاي از سوسكها هم در داخل حفره باقيمانده و نر و ماده در محافظت از تخمها و حفظ سلامت و رطوبت گلوله همكاري مينمايند حتي ميتوانند از رشد قارچها روي اين گلوله جلوگيري نمايند. آنها بهمحض خروج لاروها لانهها را ترك مينمايند.
در سال 1966 ماتيوس در سوسكهاي Copris و Synopsis بر اساس شكل سرگين و لانه 4 گروه رفتاري را در اين سوسكها مشاهده كرد. شكل حفره داخل زميني، تعداد نوزادان داخل هر لانه، تعداد گلولههاييكه داخل لانه ميبرند و داشتن يا نداشتن پوشش براي فضولاتي كه داخل لانه ميبرند مهمترين فاكتورهاي اين تئوري بود.
موضوعات مرتبط: حشره شناسی
مجري مسئول: سيدكريم موسوي
شماره مصوب طرح: 85035-0000-08-100000-100-0
نوع طرح: ملي
سال شروع: 1384
1 ساله
چكيده
كارايي علفكشهاي استورم و كلتوديم براي كنترل علفهايهرز سويا به صورت دو آزمايش جداگانه در استانهاي لرستان، كرمانشاه و گلستان طي سال 1385 مورد بررسي قرار گرفت. آزمايش ارزيابي كارايي استفاده از باريكبرگكش كلتوديم (سلكت) براي كنترل علفهايهرز باريكبرگ كشت سويا در قالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي با 8 تيمار و 4 تكرار اجرا شد
موضوعات مرتبط: علفهای هرز
ادامه مطلب
Fungal DNA Isolation
Saghai-Maroof MA, Soliman KM, Jorgensen RA, & Allard RW (1984) PNAS 81:8014-8018
DNA successfully isolated from fungal species of Cochliobolus, Aternaria, and Fusarium. The key elements in this prep are (1) the use of young lyophilized mycelial mats....young mats (4 days growth for C. carbonum)...yield less contaminating carbohydrates and other misc. junk (2) lots of proteinase K in the extraction buffer to kill DNases (final =0.3mg/ml).
Protocol
1. place 0.2- 0.5 g (dry wt) lyophilized pad in a 5o ml disposable centrifuge tube, break up the pad wtih a spatula or glass rod, add c. 5 ml 3mm glass beads and powder the pad by brief shaking.
2. add 10 ml (for a 0.5 g pad) of CTAB extraction buffer(see recipe, below), gently mix to wet all the powdered pad
3. place in 65 C water bath for 30 min
4. cool, add equal vol. ChCl3:IAA (24:1)
5. mix, centrifuge in table top fuge 10 min at full speed
6. transfer aqueous supernatant to a new tube
7. add an equal volume of isopropanol
8. High mw DNA should spool out upon mixing...spool out the DNA with a glass rod or hook, pour out the remaining supernatant
9. rinse the spooled DNA with 70% ethanol
10. air dry, add 1- 5 ml TE containing 20 ug/ ml Rnase A. To resuspend the samples, place in 65 C bath, or allow pellets to resuspend overnight at 4 C
Notes: if the spooled DNA is discolored or has contaminating mycelial debris, phenol/chlorofrom extract and precipitate w/ ethanol.
This protocol can be scaled down using 0.1g pad in a 2ml eppendorf tube
For Southerns we routinely cut 50- 75 ul (2-4 ug) of a standard DNA prep in 200 ul rxn volumes, ETOH ppt, and resuspend in 30 ul.
Even after digestion the resuspended DNA can be very viscous at room temp; To load a Southern we keep the samples in a 50- 60 C heat block while loading to keep the samples at a lower viscosity.
CTAB extraction buffer: O.1M Tris, pH 7.5, 1% CTAB (mixed hexadecyl trimethyl ammonium bromide), 0.7M NaCl, 10mM EDTA, 1% 2-mercaptoethanol. Add proteinase K to a final concentration of 0.3 mg/ml prior to use. Less prot K may be acceptable for different fungi, and in fact we haven't determined if we can use less...this conc. was calibrated for a different C. carbonum DNA extraction buffer.
John Pitkin, MSU-DOE Plant Research Laboratory, Michigan State University, E. Lansing, MI 48824, (517)353-4886, JPITKIN@MSU.EDU
موضوعات مرتبط: بیماری شناسی گیاهی
ادامه مطلب
|
Fungal Genomic DNA Extraction | |
|
Author: Dr. Eric W. Boehm |
|
|
|
|
|
Source: Contributed by Dr. Eric W. Boehm |
|
|
Date Added: Tue May 14 2002 |
|
|
Date Modified: Thu Apr 29 2004 |
|
|
Abstract: This procedure does not require phenol extraction. The DNA is pure enough for restriction digests, PCR and genomic library construction |
|
.
Procedure
1. If using petri plates, the 3-7 day culture is then diced up, using asterile scalpel, and small pieces (ca. 50-100mg) are placed in microfuge tubes containing sterile sand (ca. 100mg) and 500uL of extraction buffer. If using microfuge tubes, simply add the sand and extraction buffer:
o 100mM Tris, pH8.0
o 10mM EDTA
o 2% SDS
o 100ug/mL Proteinase K
o 1% B-mercaptoethanol
(tubes can be stored in this extraction buffer at minus 20C for greater than a year)
2. Using a Kontes micro-homogenizer with sterilized tips (Fisher Scientific Cat. # K749540-0000) samples are ground into a slurry and incubated for 60 min. at 60C.
3. Salt concentration is adjusted to 1.4M with 5M NaCl, 1/10 vol. of 10% CTAB added and samples incubated a further 10 min. at 65C.
4. Add 1 vol. chloroform:isoamyl alcohol, gently emulsify by inversion, incubate at 0C for 30 min. Spin 10 min. at 4C at rpm max. Transfer top phase to fresh 1.5mL microfuge tube, add 1/2 vol. 5M NH4OAc, mix gently, ice for 60 min.; spin at 4C at rpm max.
5. Transfer supernatant to fresh tube (add stock RNase 10mg/mL to a final concentration of 0.02ug/uL) add 0.55 vol. isopropanol to precipitate the DNA. Spin immediately 5-10 min. at rpm max. Aspirate off supernatant, wash DNA pellet twice with 70% ETOH, air dry pellet 20 min. and resuspend in 50uL TE buffer. Incubate 4C overnight.
6. Quantify yield with the Hoefer DyNA Quant 200 fluorometer.
This procedure does not require phenol extraction. The B-mercaptoethanol can be omitted from the extraction buffer for safety, but yields will be slightly lower. The DNA is pure enough for restriction digests, PCR and genomic library construction.
Note
Modified from Moller, Bahnweg, Sandermann and Geiger, 1992, Nucleic Acids Res. 20: 6115-16.
موضوعات مرتبط: بیماری شناسی گیاهی
ادامه مطلب
پاتولوژی گیاهی به علم مطالعهی بیماریهای گیاهی گفته میشود، این علم عوامل بیماریزا، چگونگی ایجاد بیماری، چگونگی فعل و انفعلات، ارتباط میان گیاه میزبان و عوامل تولیدکنندهی بیماری آن و درنهایت روشهای مبارزه با آنها را مورد بررسی قرارمیدهد.
● بیماریشناسی گیاهی: (phytopathology )
علم مطالعهی بیماریهای گیاهان، شناسایی، مطالعه و مبارزه با عوامل زیانآور به گیاه و فرآوردههای گیاهی و آثار ناشی از این عوامل.
● بیماری فیزیولوژیکی: (physiological disease) هرگونه اختلال در فیزیولوژی گیاه که عامل آن موجود زنده نباشد مانند اختلال ناشی از کمبود مواد غذایی، سرمازدگی و آلودگی هوا. بدیهی است همه بیماریها جنبه فیزیولوژیکی دارند ولی اصطلاح دربیماری فیزیولوژیکی اغلب به معنایی است که دربالا آورده شده
● بیمارگر: (Pathogen)
پاتوژنها به دو گروه زنده Animate و غیرزنده Inanimate تقسیمبندی میشوند که عامل تولید بیماری هستند.
● پارازیتیسم: (Parasitism)
رابطهی میان انگل و میزبان که دراکثر مواقع به ضرر میزبان تمام میشود.
● پارازیت: (Parasit)
یا انگل به موجودی گفته میشود که حداقل یک قسمت از چرخهی زندگی خود را داخل یا روی موجود زندهی دیگر که به آن میزبان یا host گفته میشود به سرمیبرد و تمام یا قسمتی از موادغذایی موردنیاز خود را از آن موجود کسب کند.
موضوعات مرتبط: بیماری شناسی گیاهی
ادامه مطلب
پوسیدگی گلگاه گوجه فرنگی : Blossom End Rot
علائم اولیه پوسیدگی گلگاه شامل لکه های آب سوخته روی گلگاه میوه های رسیده یا در نزدیکی آن است . این لکه ها به سرعت رشد می کنند و ممکن است به هم بپیوندند و نواحی آسیب دیده وسیعی را بوجود بیاورند. به علت خشک و چروک شدن بافت ، سطح زخمها چروکیده و چرمی و به رنگ قهوه ای تیره تا سیاه در می آید. قسمتهای آسیب دیده معمولا مورد حمله پاتوژنهای ثانویه قرار می گیرند که باعث پوسیدگی نرم و فساد میوه می گردند. در برخی مواقع بافتهای داخلی بیرنگ شده و متلاشی می گردند بی آنکه علائم قابل مشاهده ای در سطح میوه وجود داشته باشد.
پوسیدگی گلگاه عارضه ای است که با کمبود موقتی کلسیم موجود در گیاه مرتبط است و با تغییرات رطوبتی خاک تشدید می شود . اگر میزان آب محدود باشد، رشد گیاه کند می شود و متعاقبا جذب مواد غذایی نیز کاهش می یابد. این موضوع باعث کاهش غلظت کلسیم در گیاه می گردد زیرا کلسیم توسط جریان آب در گیاه جابجا می شود. به همین دلیل بخشهایی از گیاه که سریع تر تعرق می کنند، بیشترین میزان کلسیم را دریافت می نمایند.این نواحی معمولا برگهای بزرگ هستند که به خاطر اندازه شان تعرق زیادتری دارند. به این ترتیب میوه های در حال رشد، کمترین میزان کلسیم مورد نیاز خود را دریافت می کنند. استرس های رطوبتی ای که حتی در نتیجه پژمردگی های جزئی گیاه بوجود می آید، برای ایجاد کمبود کلسیم کافی است. زمانی که رطوبت به حد مناسب می رسد، گیاه رشد طبیعی خود را از سر می گیرد. ولی جذب کلسیم هنوز کند است و گیاهی که به سرعت در حال بزرگ شدن است، کلسیم کافی برای رشد خود دریافت نمی کند. کاربرد کودهای نیتروژنه به صورت آمونیوم نیز مستقیما بر جذب کلسیم در گیاه گوجه فرنگی تاثیر می گذارد و باعث کاهش جذب کلسیم و تجمع آن در بافتهای برگ گوجه فرنگی می گردد. در ضمن قطع شدن ریشه ها نیز باعث این عارضه می شود.
میزان انتشار عارضه پوسیدگی گلگاه را می توان با فراهم کردن رطوبت یکنواخت در مزرعه ( مثلا با استفاده از مالچ که هم باعث کنترل علفهای هرز می شود و هم مزرعه نیازی به کلتیواتور زدن پیدا نمی کند که ریشه ها در اثر آن آسیب ببینند ) و عدم مصرف زیاده از حد کودهای ازته کاهش داد. البته واریته های مختلف گوجه فرنگی از نظر حساسیت با هم بسیار تفاوت دارند. هیچکدام از واریته های حاضر تحمل کافی نسبت به این عارضه ندارند تا بتوان از آنها به عنوان یک راه کنترلی استفاده کرد. در ضمن گزارش شده است که اسپری به موقع میوه و شاخ وبرگ گوجه فرنگی با محلول رقیق شده کلرید کلسیم و تکرار آن، مانع از پوسیدگی گلگاه گوجه فرنگی می شود.
موضوعات مرتبط: بیماری شناسی گیاهی
ادامه مطلب
دخا(علف هرز) دخاكش(علف كش) بله گوشه(مريم گلي) پخازه(پنجه غازي) بيماري كوره(سياهك) آردك(سفيدك) سريت(كاه و كلش) آب گز جاليز(بوته میری) بلمك(علف چشمه) گرگاو(سرشكافته) كلشك(علف چشمه) سي گنيلك(شير پنيرك)
پي كل(خارخسك) درك(خار) شيف(شاخه نرك) كسيله(سن) سينه(سن) كودشكري(اوره) كودسي(فسفره) پرپليك(خرفه) كودبوره(فسفاته) هشترخار(خارشتر) بله(شيرين بيان) مليم(شيرين بيان) سيم شيطوني(سس) تشه(سس ـ آتشک) گنمه گياه(يولاف) دلیمه(گل جالیز) هنجه یا یونجه(کرم پیله خوار ی هلیوتیس) گازولک(سوسک سرگین غلتان)
موضوعات مرتبط: پاسخ به سوالات گیاه پزشکی
| مطالب جديد تر | مطالب قدیمی تر |
.: Weblog Themes By Pichak :.


